دو بیتی
لُختی تارم گره خورده در مُشت ها چنگم زد این دست ها رقصِ انگشت ها
آوار می شد تنم لحظه ها بارها وقتی نبودت مرا برده آن پشت ها
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم دی ۱۳۸۹ ساعت 15:41 توسط محمد اذغاب
|
گاهی در اوج ، به جای لذت از سلطه ، مملؤ از هراس سقوط می شوی