مرگ از توی شکاف فرق

خون روی پیشانی نریخت

و همه نفهمیدند ایلیا

از جیغ بریده زهر خورده

بر فرورفتگی راه

آرام      سخت

سنگین خوابید

و رفت تا جا بماند